ابعاد وجودی و شخصیت امام علی(ع)

ساخت وبلاگ


راز «عَلِی مَعَ الحَقِّ وَالحَقُّ مَعَ عَلِی»

محدود کردن فضائل علوی به سیاست و خلافت ظلم است!


خبرگزاری شبستان: حضرت امیر(ع) فارغ از جنبه های سیاسی، اجتماع و موقیعیتی که داشتند و اینکه داماد پیامبر(ص) و ولی مسلمین بودند، از نظر علمی دایرة المعارف اسلام اند و این دایرة المعارف خلاصه و سطحی نیست بلکه دایرة المعارف تخصصی اسلام به شمار می رود.

به گزارش خبرنگار گروه اندیشه خبرگزاری شبستان: سیزدهم رجب مصادف است با سالروز ولادت امیرالمومنین امام علی(ع) همو که در وصف عدالت،‌ شجاعت، سخاوت اش روایت ها وجود دارد. همو که در حین خواندن نماز تیر از پایش بیرون کشیدند و همو که دیوار کعبه برای ورودش به دنیای خاکی شکافته شد...

به مناسبت فرا رسیدن سالروز ولادت حضرت امیر(ع) بر آن شدیم تا ابعاد وجودی و شخصیت آن امام همام(ع) را در گفت وگو با دکتر بخشعلی قنبری بررسی کنیم. دکتر قنبری نهج البلاغه پژوه و دانشیار و  عضو هیات علمی دانشگاه آزاد تهران مرکزی است.  در ادامه حاصل این گفت وگو را می خوانید:

با توجه به آنکه در آیات متعدد قرآن و نیز روایات اهل بیت(ع) درباره عظمت وجودی و شان والای حضرت امیرالمومنین(ع) تصریح بسیار شده است لطفا برای ورود به بحث ابعادی از این عظمت را بیان کنید.

زمانی که از عظمت کسی سخن می گوییم، ابتدا باید مشخص کنیم که آن شخص در چه حوزه ای دارای عظمت و شان بالا نزد مردم است؛ عظمت و شخصیت حضرت امیر(ع) را از چند جهت می توان بررسی کرد.

امیرالمومنین(ع) از دوران کودکی تا پایان عمر انسانی بسیار کوشا و از نظر علمی شخصیتی بسیار باعظمت بودند، به لحاظ تخلق به اخلاق نیز انسانی باعظمت اند، علاوه بر این، حضرت(ع) هم به لحاظ مجاهدت در راه آرمان و عقاید انسانی متعالی است و هم در مسایل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و ... . وقتی که زندگینامه حضرت امیر(ع) را بررسی می کنیم، زندگی ایشان سه دوره را شامل می شود، دوره اول، حضور در کنار پیامبر اکرم(ص) است که در این دوره با آگاهی کامل پیرو پیامبر(ص) بودند.

حضرت امیر(ع) در سال 599 میلادی به دنیا آمدند و در سال 662 میلادی همزمان با سال 40 هجری به شهادت رسیدند. در دوره نخست ایشان شاگرد پیامبر(ص) بودند و از روی آگاهی از پیامبر(ص) دفاع و حمایت می کردند، بعد رفته رفته این شاگردی به مریدی ارتقا پیدا کرد و حضرت امیر(ع) مریدی پایبند و تا آخرین لحظات عمر رسول خدا(ص) در کنار آن حضرت(ص) بود و زمانی که پیامبر(ص) از دنیا رفتند آن طور که خود امیرالمومنین(ع) فرمودند: «سر پیامبر(ص) روی سینه من بود و من مشاهده کردم که روح از جسم پیامبر(ص) پرواز کرد.»، یعنی اگر در زمان رحلت پیامبر(ص) دیگرانی هستند که در اندیشه آن هستند که وضعیت مدیریت جامعه چه می شود، امیرالمومنین در اندیشه کفن و دفن پیامبر(ص) است.

دوره دوم، دوره پس از پیامبر(ص) تا قبل از خلافت است، این دوره حدودا بیست و پنج سال طول می کشد، در این دوره حضرت امیر(ع) عظمت شان را با دو صفت متعالی نشان می دهند، یکی ظرفیت و دیگری حلم؛ این ظرفیت و این حلم باعث می شود که حضرت امیر(ع) به هر سه خلیفه قبلی مشاوره دهد و هر سه خلیفه را از نظر علمی و دیگر ابعاد حمایت کند.

انسان چه ظرفیتی باید داشته باشد که از مخالفان خود حمایت کند؟! چنان که از خلیفه اول در مقابل کسانی که از روم می آمدند تا در مناظرات خلیفه را شکست دهند و باعث آزار شوند، حمایت کردند یعنی تنها کسی که به لحاظ علمی از اسلام و از خلیفه اول دفاع کرد، حضرت امیر(ع) بود. در دوره خلافت خلیفه دوم نیز کمک هایی که حضرت امیر(ع) به وی کرده است کم نیست، چنان که نقل است خلیفه دوم، هفتاد و دو بار گفت: اگر علی(ع) نبود خلیفه هلاک می شد،  حمایت حضرت امیرالمومنین(ع) از خلیفه سوم نیز اظهر من الشمس است، ایشان نه تنها به خلیفه سوم مشاوره می دادند بلکه حتی به فرزندان شان فرمود که از وی حفاظت کنند. همچنین، وقتی از مصر شورش به پا شد فرزندان امیر(ع) از منزل خلیفه سوم نگهبانی کردند.

با توجه به آنکه از پیامبر اکرم (ص) است که فرمودند» «أَنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِيٌّ بَابُهَا»، رویکرد علمی حضرت امیر(ع) در این دوران چگونه بود و شاگردان شان چه تاثیراتی بر جامعه اسلامی داشتند؟

فرماندار شهر مدائن در زمان خلیفه دوم سلمان فارسی است، سلمان شاگرد و مرید امیرالمومنین امام علی (ع) است. در دوره سوم عظمت خودشان را با خلافت عادلانه و کم نظیر تاریخی در مدت نزدیک به پنج سال نشان می دهند.

در این جا از سه دوره ای که اشاره کردم در باب عظمت حضرت امیر(ع) به سه نکته اشاره می کنم، نکته اول عظمت اخلاقی حضرت است(ع) که امروزه خوشبختانه علم این اخلاق را در آثار منسوب به امیرالمومنین(ع) کاملا مشاهده می کنیم، برای مثال در نهج البلاغه که به حضرت امیر(ع) منسوب است، اخلاق حضرت(ع) آشکار می شود و این اخلاق هم جنبه علمی دارد هم جنبه فلسفی و عملی.

همچنین، درباره علم امیرالمومنین(ع) نباید تردید بکنیم که حضرت امیر(ع) بنیانگذار برخی دانش ها در جهان اسلام هستند، از جمله آنها قواعد زبان عربی است. حضرت(ع) بانی فقه اسلامی است. علاوه بر این، در آثار حضرت(ع) گزاره های بسیار علمی درباره روانشناسی وجود دارد و ما می توانیم با استناد به این گزاره ها یک نوع روان شناسی اسلامی را استخراج کنیم، به علاوه اینکه امام علی(ع) در حوزه مطالعات زبانی حرفی برای گفتن دارند. اولا اینکه ایشان به چندین زبان تسلط داشتند چنان که ایشان در دو علم سرآمد بودند؛ یکی فلسفه اخلاق که من بخشی از فلسفه اخلاق امیرمومنان(ع) را در کتاب اخلاق حرفه ای با تاکید بر نهج البلاغه آورده ام.

مهم انکه در فلسفه اخلاقِ حضرت امیر(ع) سودگروی ، وظیفه گروی، فضیلت گروی وجود دارد. اما دومین علمی که ما می توانیم در عصر حاضر در آثار حضرت امیرالمومنین(ع) پیگیری کنیم، دانش خود اخلاق است. یعنی نظام اخلاقی امیرمومنان امام علی(ع)؛ به عبارت دیگر اخلاقی که حضرت امیر(ع) در نهج البلاغه بیان کرده اخلاق مربوط به رابطه انسان با خداست، انسان با خودش، شامل اخلاق انسان با دیگران و اخلاق طبیعت یا محیط زیست که امروزه بسیار مورد توجه قرار گرفته، در کنار این موارد مباحث نظری اخلاق نیز در فرمایشات مولا(ع) وجود دارد.

اما سومین نکته آنکه در بین پژوهشگرانی که در مورد آثار حضرت امیر(ع) تحقیق کرده اند غالبا چون به نهج البلاغه نگاه دارند و در نهج البلاغه عموما به مباحث سیاسی و اجتماعی برخورد می کنند، دچار یک نوع مغالطه «کُنه وَجه» می شوند، این مغالطه یعنی یک وجه از یک شخصیت را ببینید و گمان کنید که همه شخصیت او در این وجه خلاصه می شود. لذا هرجا می رویم امیرمومنان(ع) را به سیاست، مدیریت، می شناسند و اینکه خلیفه شده و چهار سال و خرده ای خلافت کرده اند، این در حالی است که امیرالمومنین(ع) در دانش عرفان و در سلوک عرفانی نه تنها به لحاظ عملی تبیین کننده بلکه در دانش عرفان امیر(ع) صاحبنظر هستند.

بنابراین، با آثاری که از امیرالمومنین(ع) باقی مانده و بالغ بر 30 جلد می شود ما فقط نهج البلاغه را می شناسیم، خواهیم دید که حضرت امیر(ع) فارغ از جنبه های سیاسی، اجتماع و موقیعیتی که داشتند و اینکه داماد پیامبر(ص) و ولی مسلمین بودند، از نظر علمی دایرة المعارف اسلام اند و این دایرة المعارف خلاصه و سطحی نیست بلکه دایرة المعارف تخصصی اسلام به شمار می رود، چون هر رشته ای که بخواهیم در نهج البلاغه یا سایر آثار حضرت امیر(ع) پیگیری کنیم می بینیم آنچه که حاصل می شود یک اثر تخصصی عمیق است.

مقصود از حدیث «علي مع الحق و الحق مع علي» چیست؟

این حدیث از پیامبر اسلام(ص) در مورد حضرت امیر(ع) است. باید توجه داشت که حق از خدا نشات می گیرد و به واسطه انسان ها داده می شود و بعد وارد روابط انسانی که می شویم، هر انسانی در مقابل انسان دیگر و حتی در مقابل طبیعت و در مقابل خدا و در مقابل خود، حق و تکلیفی دارد و هریک از این حق ها معیارهای خاص خودشان را دارند. برای مثال وقتی که می خواهیم ببینیم که یک سخن حق است یا نه سوال می کنیم که بر چه اساس و معیاری می خواهید این مساله را بررسی و قضاوت کنید.

حق در نهج البلاغه مستقل است، حتی حق چیزی غیر از خودش نیست. برای مثال در نهج البلاغه شبی که قرار بود فردایش جنگ نهروان شروع شود حضرت(ع) از نیروهای نظامی دیدن می کردند، به سربازی رسیدند و این شخص با حضرت(ع) صحبت و از ایشان سوال کرد و گفت: آیا می شنوی که نهروانیان چه می کنند ؟ فرمودند: «قرآن می خوانند»، آن سرباز عرض کرد: «آیا فردا با آنان می جنگی؟» حضرت(ع) فرمودند: «بله.» آن شخص پرسید: مگر نمی بینی که قرآن می خوانند؟ در اینجا حضرت امیر(ع) جمله ای را بیان کردند که تاریخی بود، ایشان فرمود: «امر بر تو مشتبه شده است، تو اول حق را بشناس، اهل اش را خواهی شناخت ولی تو برعکس عمل کرده ای. اول اهل حق را می خواهی بشناسی تا به واسطه آنها حق را بشناسی در حالی که غافل هستی که اهل حق امروز اینگونه هستند و فردا شاید تغییر کنند، ممکن است که امروز اینجا قرآن بخواند و این عمل خوبی است  ولی فردا در برابر خلیفه مسلمین شمشیر می کشند، در حالی که تو اگر از راه حق شناسی طرفداران حق را می شناختی هرگز چنین داوری نداشتی.» علاوه بر این، حضرت(ع)  در پاسخ به کمیل بن زیاد  که می پرسد: من حقیقه؟ سخنانی دارند که مدرس زنوزی آن را توضیح داده و در کتاب پانصد صفحه ای «انوار جلیه» ارایه کرده است.

تمامی این موارد نشان می دهد که امیرالمومنین(ع) با علم و عمل شان فرمایشات پیامبر(ص) را عینیت بخشیدند. امام علی(ع) همیشه تابع حق است، نگاه نمی کند که طرف مقابل از بستگان، دوستان یا از دشمنان است، برای مثال فردی نزد حضرت(ع) می آید و می پرسد بهترین شعرا کیست؟ حضرت امیر(ع) می فرمایند: کسی است که از صنعت شعری استفاده کند و چنین گوید و چنان، می پرسد که یا علی برای من نام ببر. بعد حضرت می گوید: اگر ناچار باید اظهار نظری کرد باید گفت آن پادشاه تبهکار (یعنی امرء القیس) بر دیگران مقدم است.

امرء القیس یکی از شاعران عصر جاهلی است که شعرش را از خانه کعبه آویزان کرده بودند. از نظر اعتقادی حضرت امیر(ع) با او سنخیتی ندارد ولی در حقیقت شعر او را معرفی می کند و فضیلت دشمن را زیر سوال نمی برد؛ حالا اگر یک نفر با جناح سیاسی ما نخواند، می گوییم نه تنها  عالم نیست که آدم نیست. 

منبع خبر: خبرگزاری شبستان به تاریخ 22 فروردین ماه 96
نـــــــــارون...
ما را در سایت نـــــــــارون دنبال می کنید

برچسب : ابعاد,وجودی,شخصیت,امام,علیع, نویسنده : 3naarvan14 بازدید : 118 تاريخ : شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 15:55